عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )
108
شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )
يك از بنى اعمام و همنژاد من است بجانشينى خود معيّن و برقرار ميدارم كه نيابت مرا قبول و تعليمات مرا كار بندد فعلا آنچه مايليد از من بپرسيد و قول دهيد كه از اطاعت امر كسى كه براى شما بعنوان پادشاهى معيّن ميكنم سرنپيچيد . حاضرين اشك از ديده فروريخته عجز و جزع كردند و از دورى او تأسف بسيار خورده در اطاعت امر و انقياد جانشين او اظهار موافقت نمودند . پس از آن حكومت بلاد و ايالات را به آنان واگذار و بصدور فرامين اشارت نمود و يك از خزائن خود را بين آنان تقسيم كرد و البسهء خود را به رستم و اسبهاى خود را به طوس و املاك خود را به گودرز و اسلحهء خود را به گيو و اثاثيّهء خود را به بيژن داد و خزينهء ديگر را به فقرا و مساكين و نابينايان و سيهروزان و مفلوجين و ايتام و بيوگان ايثار كرد همچنين خزينهاى را براى ساختن قلاع جنگى و سربازخانه و آتشكده و عبادتگاه و تعمير پلهاى چوبى و پلهاى سنگى و محافظت مراصد و سرحدّات و مداواى بيماران و سودائيان و مجانين تخصيص داد . پس لهراسب را طلبيده بر تخت نشانيد و تاج بر سر او نهاده خاتم سلطنت به دو داد و سران سپاه و اعيان را بشناختن مقام و اطاعت امر و كمك و معاضدت وى توصيه كرد و آنگاه تعليماتى مبنى بر نصايح عاليه و حكمتهائى در خصوص امور مختلفه به لهراسب آموخت . نكات و نصايحى كه كيخسرو در آخرين تعليمات خود به لهراسب ميدهد در يك از نصايح خود گويد : اينكه عادتا قدما سلاطين اسلاف ما را ارباب ناميدهاند دليلى جز اين ندارد كه اعمال سلاطين همين كه موافق اصول عدالت و مصلحت باشد با در نظر گرفتن اين نكته كه الوهيّت ربوبيّت سماوى و سلطنت ربوبيّت ارضى است باعمالى شبيه است كه لطفا از طرف خداوند نسبت بمخلوق ظاهر مىشود و براى كسى كه مستحقّ اين عنوان مىشود واجب است كه آنچه در اين عالم از امور خلق بدست او انجام مىشود رعايت نظمى را كه خالق در امور رعايت كرده بنمايد يعنى خود را نايب خدا دانسته در وضع و ترتيب امور مراقبت تام داشته باشد . و هم از اوست